دغدغه های خانم مشوش

منبع انرژی مثبت جهان باش! دنیا نیارزد به آنکه پریشان کنی دلی را...

ببین برای چه کاری ساخته شدی!

از پارسال تا الان خیلی از شغلارو امتحان کردم

اینکارو دوست دارم که خیلی چیزارو تجربه کنم

نوشتنو ک از دبیرستان انجام میدادم و فهمیدم اینکاره نیستم:)

تو مطب مامان زالو انداختم ماساژ دادم بادکش و حجامت کردم با اینکه ساده بود و خیلی هم حس خوبی داشت ولی خب نمیدونم همه چی خوب بود فقط ترجیح میدم بشینم درس بخونمو تخصص اینکارو بگیرم تا اینکه با دوره های فنی حرفه ای برم توی این کار...

توی رستورانمون چون سنتیه انواع غذاهارو بجز فست فودها داریم و همینطور کافی شاپ (سرویس چای و دمنوش ها و قهوه ، گلاسه،شیک ها، جویس ها و...)

قسمت کافی شاپ یه نیروی اصلی مون رفت مشهد و این یک هفته بیشتر کاراشو یاد گرفتمو انجام میدادم تا وقتی اون برگرده کارمون راه بیوفته 

حتی وقتی خیلی شلوغ شدو کسی نبود سرویسارو ببره مثه کارگرا سرویسارو بردم در اتاقا و سفارشارو گرفتم:)))

ولی دیدم برای اینکارم ساخته نشدم....چون سنگین بود برام انگار سینی های سنگین باید اماده میکردم و بزرگ قوری ها سنگین بود فقط این چند روزو تونستم تحمل کنم الانم با کمردرد دارم پست میذارم:))


+کی فکرشو میکرد من اینکارارو کنم:)) منی که به خودم نمیزدم به کمتر از پزشکی فکر کنم...:))


حتی توی رستوران یک هفته ی دیگه رفتم توی مدیریت نشستم چون بازم نیرو کم بود و همه رفته بودن سر یه کاری 

مدیریتم کردم

ولی بعضی وقتا واقعا میموندم...بعضی وقتا اونقد شرمنده میشدم که نمیدونستم چی بگم چون غذاشون دیر میشد یا گیج بازی میکردن من یکم حواسم پرت جای دیگه میشد اشتباهی سفارشو میبردن و اصلا نمیدونستم چجوری جمعش کنم این قضیه رو

یا چندبار شده آشپرخونه اعلام کرد همه چی داریم موقع سفارش وقتی ثبت میکردم میبردم میگفتن فلانو نداریم 

حالا کی‌میتونست بره جمع کنه این افتضاحو با هزار شرمندگیو عذرخواهی میرفتم که عوض کنن سفارشو

یا خیلی اتفاقای دیگه


حتی برای اینکه فعالیتی برای آیندم کرده باشم چند تا دوره ی روانشناسی و مدیریت زمان و مشاوره رفتم تا یاد بگیرم اتفاقا یکی از استادام گفت قیافه ای داری که به طرف مقابلت حس اعتماد کردن میده و آروم حرف میزنی

یکی دو تا مدرکم گرفتم 

برای تمرین هم مارو بردن به یک دورهمی و هر هفته دورهم جمع میشدیمو صحبت میکردیم

ولی برام اصلا جذاب نیست این رشته....همه میگن صبر کن بخون جذاب میشه اولشه... نمیدونم...حس میکنم من اینکاره نیستم من خجالت میکشم اصلا...


حتی گلدوزی کردم ...خوبم میخرنا...ولی خدایی این شغل نیس دیگه:))

حالا که مناسبتی و سفارشی فقط درست میکنم سودشم بیشتره خدایی مشتریای ثابتیم دارم راحتم:))

سفارش یکی برای عید +


خلاصه که نون هرکس توی یه کاره

من هنوز اون کارو پیدا نکردم:دی

و امشب یکی از مضخرف ترین شبای زندگیم بود خیلی خسته شدم و خیلیم بهم استرس وارد شد


+احتمالا دیگه اینجا ننویسم

تا وقتی که با انگیزه و عشق برگردمو ادامه بدم

(ولی هستم و میخونمتون:-) )

سلام شبتون بخیر من برای اولین بار امشب چند تا از پست هاتون خوندم و خب این پستتون خیلی جالب بود برام اینکه این همه کار امتحان کردید تا بفهمید برای چه کاری ساخته شدید و این همه دنبال تجربه هستید قابل تحسین
سلام روزتون بخیر:)

خیلی ممنون ^___^
من بهت افتخار میکنم^ـ^گفتم بدونی
قوت قلبی 😍😍😍😍💜💜💜
منتظر المی که با خوشحالی میاد و میگه پیداش کردممممممممممم،هستیم:)
هرجایی خوشحال و خوشبخت باشی جانا:)
میخواستم یه کاری بکنم خیلی ازش مطمعن نیستم:))
مرسیییی عزیزدلمممم دلم برات تنگ شده بود:-*😍😘😘😘😘
Wednesday 23 Esfand 96 , 17:57 محمود بنائی
خیلی خوشبختی و با جرات و جربزه و کمی خوش شانس که فرصت امتحان کردن چند تا کار را بواسطه خانوادت پیدا کردی، قدر فرصت هاتو بدون. استعداد توی گلدوزی هم حرف نداره.
زودتر از کارهای جدیدت بنویس، با‌شوق و انرژی. 
ممنونم:-)
اره خانوادم اگه این کارو شروع نمیکردن منم نصف شونو نمیتونستم تجربه کنم و اینکه خانوادم خیلی همراهمن وقتی میگم من انجام میدم تو ذوقم نمیزنن که نکن خراب میشه یا خرابکاری میکنی...

بازم ممنونم:-)

تنها درمانش شادی قبله.کجاس؟؟؟


اصن ته دلم ریخت گفتی " نمی نویسم." یاد یچگی هام میفتادم که میترسیدم دوستامو از دست بدم و یه ساعت میشستم پشت تلفن باهاشون حرف میزدم ...


نمیدونم واقعا کجاس -__-

نه هستم بابا:))
خودمم ترس از دست دادن دارم برای همینم همیشه هستم سعی میکنم همه رو برای خودم با چنگو دندون نگه‌دارم:))
هر کاری می کنی چیزی نباشه که کمر و دست و بدنت رو بذاری روش و هر چی درمیاری خرج درمان کنی.
آره بعدم این کارایی ک کردمم بیشترش برای کساییه ک مجبورن انجام بدن حالت کارگری داشت پولشو لازم دارن
از سر اجبار منم انجام دادم چون کسی نبودو مشتری ناراضی میرفت:))
پولشو لازم نداشتم پولیم برای هیچکدومشون هیچی هم نگرفتم:))
یه تجربه ای بود ولی بعضیاش واقعا خوب نبودن
خدایی نمی ارزید فک کن کارگری ک رفت مشهد حقوقش خیلی پایینتر از یه تومنه و دو برابر من کار میکرد

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan